سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

























من الغریب الی الحبیب

توی تاریخ اسلام بعضی از شخصیت های برجسته هستند که خیلی دوسشون دارم.

نه اینکه الکی دوسشون داشته باشما،خودشون خیلی دوست داشتنیند.

یکی از اون شخصیت ها که خیلی دوسش دارم مسلم بن عقیله(رحمه الله علیه)

اصلا اونایی که با امام حسینم بودند رو دوست دارم..

اما مسلم هم خیلی غریبه و هم خیلی مرد!

درفضیلتش همین بس که قبل از ولادتش پیامبر در موردش صحبت کرده....

این روایت رو امیرالمومنین از پیامبر نقل فرمودند که:«من او را (عقیل را) به دو جهت دوست دارم: یکى، به خاطر خودش، و یکى هم به خاطر این که پدرش ابوطالب او را دوست مى‏داشت.» و در آخر، خطاب به على(ع) فرمود:

  «فرزند او -مسلم کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او اشک مى‏ریزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود مى‏فرستند.» آن گاه پیامبر اسلام گریست تا آن که اشکهایش بر سینه‏اش ریخت و فرمود: «به سوى خدا شکایت مى‏برم، از آنچه که خاندانم پس از من مى‏بینند.» (تنقیح المقال، مامقانى، ج‏3، ص‏214)

توی کوفه تنها مونده بود...غریب بود ولی مرد بود.

اصلا به فکر خودش نبود...الهی دورش بگردم که چقدر مردونه پشت اربابمون وایساده بود...

شب شده بود.کم کم چراغ های کوفه خاموش میشد...نسیم آرومی هم می وزدید...مسلم رفت یه گوشه ای سر به دیوار گذاشت.

باید آروم گریه می کرد.آخه غریب بود.باید صدای غربتش رو کسی نمیشنید.

چون صدای غربتش دل مردم رو به درد نمی آورد..بلکه فقط غربتش رو بیشتر می کرد...

هی میگفت حسین جان، نیا به کوفه،کاش دستم می شکست و .....

نمی دونم اون موقع مسلم چه حالی داشت.ولی ....چقد بده کسی نباشه حرف دلت رو بهش بگی.

یه گوشه خلوتی پیدا کرد و به نماز ایستاد:

الله اکبر....

خدای حسین!حافظ حسین باش....

حرف درباره مسلم زیاده.ولی من قلمم قاصره و نمیتونه از این بزرگمرد بنویسه....

مسلم عزیز.تو که به امام حسینم نزدیکی..

سلام من رو به آقا برسون...

دوست داشتم مثل تو بودم!

دعام کن

یاحق

 

پی نوشت:البته مسلمی که توی مختار نامه نشون میده رو دوست ندارم...همین


نوشته شده در یکشنبه 89/8/23ساعت 9:36 صبح توسط حسین محمدی نظرات ( ) |

گریه کن امام حسین(ع) بود...

جوون بود...

لوازم گناهی براش پیش اومده بود...

چیزی نمونده بود اما....

اما چهره خودش تو هیئت اومد تو ذهنش.اون موقع که محکم به سینش می زد و اشک می ریخت و میگفت:

غریب حسین...غریب حسین...

دلش گرفت..نه دلش شکست.از خودش...رو به خود ش کرد وگفت:

دمت گرم بابا!ایول داری.باشه انتخاب با خودته...

گریه برای امام حسین یا این گناه...اینم بگم که این جور کارا رو قاتلای امام حسینم انجام میدادن!

انگار یکی دستش و گرفت:تو حیفی...

یا ابالفضل(ع)

....

..

.

همین


نوشته شده در شنبه 89/8/1ساعت 12:41 عصر توسط حسین محمدی نظرات ( ) |


Design By : Pichak